به پیشنهاد توکای مقدس بیشتر وبلاگ نویسان دعوت به بازی لینک دوستانشان شدند . کاسنی هم منو به این بازی دعوت کرده که من عذر خواهی می کنم . همه لینکهای وبلاگم نویسنده های خوبی هستند که من از خواندشان لذت می برم ، ولی برای اینکه دل دوست وبلاگ نویسمو نشکنم دوست دارم در مورد دوستهایی که توی شرکت باهاشون همکارم بنویسم. البته اضافه می کنم تعدادی از این دوستان جز پیوندهای وبلاگم هستند.
کاسنی : خیلی متفاوت می نویسه ، توی لینک دادن دوستانش هم خیلی وسواس داره و بالاخره هم نفهمیدیم که توی تایلند پیشنهاد بیشرمانه شده یا نه .و ................ خوش تیپ 
طبقه منفی 2
سمر : دوست داشتنی و مهربان و آرشیکت هنرمندی که معماری داخلی منزلش حرف نداره ، دلم واسه فلفول گفتناش تنگ می شه . همیشه هم یادم می ره دوشنبه ها ماشین نیارم و با سمری برم خونه .
مونا : چی شد این مهمونیت مونوش خانوم سی ام داره نزدیک می شه آآآآآآآآآ ، پایه شیطنکه . یادش بخیر سفر کیش .
اسکندر: زهره . امیر محمد ....... من می دونم
سرینه: همیشه انگشت اشاره شو مزه مزه میکنه و بالاخره نفهمیدیم جدولشو حل کرد یا نه
مهندس آلبا : آلبرت مهربونم که همیشه در حال تحویل پروژه است ، فقط کافیه این سوزی رو من ببینم بیچاره کرده همه رو . خوش قلب و دست و دلباز
مهندس ضیائی : دوست خوب من که الان رفته ونزوئلا دلم از الان براش تنگ شده ، هنرمندی که عکاسیش حرف نداره و قراره از من یک عکس هنری بندازه.
سیما : فرانکی چی شد تور ترکیه ؟ کی بریم ؟ همه اش گرفتار کار و جلساته
مهندس ذواشتیاق: اووووووووه اوووووووه خیلی خطرناکه فامیلمونه حرف نزنم به نفعمه
طبقه منفی 1
بنفشه : هر چی ازش بگم کم گفتم .
مهندس مفیدی : پر از انرژی که هیچ وقت کم نمی آره ، خوب نصیحتم می کنه ، خوش تیپ شرکتمون ، و من معلم کامپیوترشم . 
آرش : هم صحبت خوب من و بنفشه
صونا : همچنان دنبال ویزای ایتالیاشه
دکتر صمیمی : دوست خوب من و مونا و سمر و خیلی نگرانمه همه اش سعی می کنه یه کاری واسم بکنه ، احساساتی و و بعضی وقتها غمگین
مرتضی : آرشیتکت اصفهانی که کارشو خیلی دوست داره و موفق هم هست و دو سال پیش من یک بیسکویت صد تومانی رو پانصد بهش فروختم ، آخی مدتها بیسکویت رو نمی خورد که گرون خریده
وحیده : داره نی نی دار میشه .
حامد : هانا چطوره مهندس ؟
منوچهر : خیلی مهربون هر چی بپرسی حتما وقت می گذاره و کمکت می کنه ، خیلی دوست دارم تو یکی از شارتها باهاش کار کنم .
مانا : دوست مهربونم که خیلی چیز ها ازش یاد گرفتم ، چه خاطراتی که باهاش نداشتم از کلاسهای سوری گرفته تا شارتهای پروژه جم ، و خیلی وقته از شایا عکس نمی گذاره 
مهندس نیستانی (توکای مقدس): چی شد این لیست تنقلاتم مههههههههههههندس ،خیلی بد در اومدی مهندس دیگه بهم جایزه نمی دی . از مهندسانی که جوراب سفید پاشونه بدش می آد ، از مهندسانی که وسط حرفشان کلمه لاتین بکار می برند بدش می آد ولی خودش بعضی وقتها آخر جملشو با لاتین تموم می کنه .
ولی خوش قلب و مهربون
مهندس دیباج و مهندس هوشمند : دوستان خوب من هستند ، بخصوص وقتی مهندس هوشمند سیب می خوره چقدر دلم سیب می طلبه.
مهندس عبدالرسولی : دختر شیطونشم . خیلی دوست داره منو روانه خانه بخت کنه و هر روز کت و شلوارشو میده خشکشویی .
مهندس اردلان : رمانتیک و هنرمند و عاشق سنگ ، مرسی از گردبند انرژی که گردنم انداختی.
مهندس دستمالچیان : داخلی 666 خودتون قضاوت کنین شما رو یاد چه فیلمی می ندازه . 
طبقه اول
آلیا و پرستو : خیلی با هم درد و دل می کنیم ، البته اگر این توکا بگذاره قندی که نشونه گرفت سمت آلیا دیگه رفت و نیومد 
طبقه دوم
مهندس درکی : مثل پدرم می مونه خیلی دوستش دارم و صحبتهایی که با هم می کنیم : دوست پسرتو بیار آشنام کن ، فرانک امروز ناهار چی بخوریم ، کافی شاپ رفتی ؟ با کی رفتی و داستانهای دارا و نیکی
منیژه : خیلی جدی و خوش قلب ، خیلی باهم گپ می زنیم ، خیلی خیلی دوستش دارم
بخش کامپیوتر : همشونو دوست دارم و خوبیم باهم بخصوص امیر پاشا که از همشون شیطونتره
ماریا : هنرمند ، خوش برخورد
طبقه سوم
آوا و هدیه : شور و حال هدیه همیشه اطرافیان رو شاد می کنه ، آوا دختری که میشه بهش اعتماد کرد ، وقتی باهاش صحبت می کنم به آرامش می رسم . پایه کمک کردن ودرد و دل کردنه. مهربون و هنرمند
علیرضا و محمد رضا : (سمیر و آتش) تو سفر ابیانه شناختمشون باهوش و وفادار امیدوارم به اون چه که می خوان برسند.
خانم صنایع : اینترانت شرکت از همه چی خبر داره .
طبقه چهارم
یاشار : تام کروز شرکت و همیشه در حال پرسیدن ( فرانکی آقاتون چطوره ؟) خیلی دوستش دارم و بهش احترام می گذارم .
شروین : لطیف و با احساس ، نزدیکه عروسیشه فعلا اعصاب معصاب نداره
ساسان : پسر عموی مونا همیشه کار داره ، آخر حرفهاش بگو بخدا داره ، فکر کنم مهربون هم باشه
سارا ، ندا ، ساحل ، مهرداد ، امیر : دوست داشتنی و فعالند و .........
طبقه پنجم
شکوفه : مهربون و عاشق همسرش مجید
مهندس باقری :تازه گیها سلام علیکمونو شرو ع کردیم
مژگان : یا دیشب مهمون داشته دیر خوابیده یا سرما خورده مریضه ، خوش عکس هم هست
مهندس مبلغ : شرطی رو از من باخت که خیلی مطمئن بود میبره
مهندس عزیزیان : دمت گرم مهندس با این رقصی که داری
دادا هوتی : به قمار خیلی علاقمنده ، امیدوارم شانس همیشه باهاش باشه
مهندس بازرگان : توی سفر کیش شناختمش خیلی مسئولیت پذیر و مهربون.
***********
بیشتر ازآنکه همکارانم باشند دوستانم هستند . خوشحالم که شما ها رو دارم .